مؤلف مجهول
30
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
ياران من و مرا نكشتهاند . و صحيحتر آنست كه اين مريم مادر عيسى نبود اما مريدهى وى بود و دوستدار وى بود اينست كه ايزد تعالى گفت وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ متى ما جاءكم و مهما جاءكم يا معشر اليهود رَسُولٌ مرسل بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ بما لا يوافق شريعتكم و لا يواطى مرادكم اسْتَكْبَرْتُمْ تعظمتم عن الايمان بذلك النبى گفت هربارى كه به شما آيد از من رسولى بدانچه كه موافق شريعت شما نباشد و بر مراد شما نباشد استكبرتم بزرگمنشى 35 كرديد و گردنكشى كرديد آن پيغامبر را فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ مثل محمّد و عيسى صلوات اللّه عليهما وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ ( 81 ) مثل زكريّا و يحيى عليهما السّلام گفت يا جهودان او هربارى كه به سوى شما از من رسولى فرستيده آيد و پيغامبرى آيد كه آن شريعت او با شريعت شما موافق نيايد و با شما به مراد شما كار نكند ايشان را كشتن گيريد ، و دروغزنكردن گيريد چنان كه يك گروه را دروغزن كرديد چون محمد مصطفى را و عيسى را صلوات اللّه عليهما و گروهى را بكشتيد چنان چون زكريا و يحيى را عليهما السّلام و قصه به جايگاه گفته آيد ان شاء اللّه . وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ و قالت اليهود قلوبنا غلف اى اوعية بمنزلة الغلاف لكلّ علم و هى لا تعى كلامك جهودان گفتند كه دلهاى ما چون آوندهاست هرگونه [ 23 ] گونه علمها را ، و غلافهاى علم است اما سخونهاى تو اندر دل ما جاى نمىگيرد و اندر دلهاى ما مىنخورد فلو كنت نبيّا لنجع قولك فى قلوبنا گفتند اگر تو پيغامبر بوديى راستى سخونهاى تو در دلهاى ما جاى گيردى . اين تفسير آنگاه باشذ كه غلف خوانى اما چون غلف خوانى لام را ساكن كنى تفسيرش آن باشد كه جهودان گفتند كه اين دلهاى ما ازين گفتارهاى تو چنان مىباشد چنان كه چيزى در زير غلافى پوشيده باشذ به هيچگونه سخونهاى